خرید بک لینک

سه ساله دخترت افتاده از نفس، بابا!
دگر مرا ببر از كنج این قفس، بابا!
به جز تو كآمده ای، امشبی به دیدارم
نزد سری به یتیم تو، هیچ كس، بابا!

من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم

غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم
هر دو عالم دردعا، محتاج دست کوچک مــــن

تاابدحاجـــت رواگردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم

زهرا عذار نیلی نگشود بهر حیدر
من هم به محضر تو صورت نمی گشایم
گر افکنی جدایی در بین جسم و جانم
دیگر به جان زهرا از خود مکن جدایم

سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم

روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم
تازیانه چو عدو بر سر و رویم میrlm;زد

ناامید از همه کس روی به زینب علیه السلام کردم

برچسب: نویسنده: یونا حکیمی تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1398 ساعت: 23:01

صفحه بندی